الشيخ حسين المظاهري

20

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

كندى كار است ؛ بسيارى از افراد مىتوانند كالائى را در يك ساعت بسازند كه همان را افراد ديگرى به جهت كنددستى در چند ساعت نمىتوانند تحويل دهند ، اگر كارگرى يك جفت جوراب را در يكساعت و كارگر ديگر دو جفت آن را در يكساعت ببافد آيا مىتوان گفت چون كميت كار هر دو يكساعت بوده دو جفت جوراب ارزشى مساوى يك جفت جوراب دارد ؟ ماركس چون ديده التزام به چنين چيزى ممكن نيست جواب داده در اين موارد معدّل بگيرند و اگر قيمت يك جفت جوراب يك تومان است قيمت سه جفت را تقسيم بر دو كنند و به دو كارگر بپردازند ، و اين معدّل‌گيرى را در اصطلاح اقتصاد سوسياليسم « كار اجتماعا لازم » ناميده‌اند . « 1 » پاسخ آنست كه اوّل خود اين دست‌وپا زدن دليل آنست كه ايراد وارد است و نمىتوان ملتزم شد كه كميّت كار هميشه ارزش را تعيين مىكند . ثانيا به چه دليل حق كارگرى را به ديگرى بدهيم ، آيا در مثال فوق پنج ريال اجرت كارگرى را گرفتن و به كارگر ديگر دادن ظلم ، سرقت و استثمار نيست هرچند با اصطلاح « كار اجتماعا لازم » بر آن سرپوش بگذاريم ؟ ! به عبارت علمى اگر قانون ارزش توصيف و اخبار از واقعيت است چرا حكم و تكليف بر آن نهاده شود ، اگر كار كارگر حق او و نيروى متجسد اوست‌چنانكه قائل هستيدچرا به اسم كار اجتماعا لازم و با وضع قانون و حكم از او مىگيريد و به ديگرى مىدهيد ؟ آنچه اجتماع لازم مىكند اين نيست كه با معدّل‌گيرى حق يكى را به ديگرى بدهند ، بلكه حق هركس را بپردازند و اگر كمبودى در معيشت داشت همه‌ى مردم و يا لااقل دولت آن را تأمين نمايد تا همه در رفاه و آسايش باشند و همه به حق خود برسند . * * * به اشكالاتى كه ذكر شد ماركس و پيروانش توجّه داشته‌اند ، و اشكالات ديگرى نيز به نظر مىرسد كه چپگرايان يا به آنها توجه نداشته و يا

--> ( 1 ) - كاپيتاليسم ج 1 ص 49 و اصول اقتصاد از نوشين ص 26